چهارشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۶,Mar 29 2017
پیشنهاد سردبیر
پیشنهاد سردبیر

نظــر سنجــی

آرشیو
به نظر شما مهمترین پروژه موردنیاز مردم کوار چیست؟
آخرین عناوین
۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۷:۵۴
به منطقه که برگشت خیلی کار می کرد، می خواست یک تنه هم جای حاج اسکندری را پر کند هم جای سردار را. آخر هم پا جا پای آنها گذاشت و ما را تا ابد تنها گذاشت.

تولد: 1341 روستای ارباب سفلی کوار

سمت: جانشین لجستیک لشکر 19 فجر

شهادت: 11/12/1365 شلمچه

 

سردار شهید خورشیدی در کربلای 5 شهید شده بود. حمید با سردار رفاقت دیرینه داشت و شهادت سردار برایش خیلی سخت بود، به من می گفت فلانی من بعد از سردار خیلی احساس تنهایی می کنم، عجیب شهادت خورشیدی روی من اثر گذاشته است.

به اتفاق هم برای مرخصی به شیراز آمده بودیم هنوز یک روز نگذشته بود که دیدم صبح ساعت 7 در میدان صبحگاه آماده ایستاده، تعجب کردم که با چه سرعتی خود را از کوار به اینجا رسانده است.

معنویت و نورانیت خاصی در چهره اش بود. کنارم نشست با اشک برایم درد دل کرد؛ دیشب خواب سردار خورشیدی را دیدم به سردار گفتم مگه تو نرفتی؟! خندید و گفت نه هنوز نرفته ام اما جای خیلی خوبی هستم و الان هم برنامه ها را ردیف کرده ام که تو هم بیایی پهلوی ما!

اشک از دو چشم حمید جاری بود، به چشمانم چشم دوخت و ادامه داد: من مطمئنم این بار که به جبهه بروم شهید می شوم و می روم پیش سردار.

به منطقه که برگشت خیلی کار می کرد، می خواست یک تنه هم جای حاج اسکندری را پر کند هم جای سردار را. آخر هم پا جا پای آنها گذاشت و ما را تا ابد تنها گذاشت.

منبع: کتاب سرو قامتان (برگزیده ای از خاطرات 27 شهید سرافراز جنوب استان فارس- مجید ایزدی)

مطلب مرتبط: پیمان مقدس (خاطره ای از سردار شهید حمید شکوهی)

انتهای پیام/224224



مطالب مرتبط :

نام:
ایمیل:
نظر شما:
 
نام
نام خانوادگی
پست الکترونیک
موضوع
نظرشما