سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵,Jan 24 2017
پیشنهاد سردبیر
پیشنهاد سردبیر

نظــر سنجــی

آرشیو
به نظر شما مهمترین پروژه موردنیاز مردم کوار چیست؟
آخرین عناوین
۱۲ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۷:۴۹:۳۰
متوجه شدیم نیمه شب که همه خوابیده اند؛ حسین با آرامی و بی سروصدا مشغول تمیز کردن و واکس زدن به پوتین بچه هاست.

سردار شهید حسین رضازادهتولد: 1/1/1342 روستای فرود کوار

سمت: جانشین گردان ادوات تیپ امام حسن (ع)

شهادت: 8/9/1366 محور ماووت

سن: 24 سال

 

شامگاه 8 آذرماه سال 1366 بود. بچه های تیپ از عملیات با موفقیت برگشته بودند و دشمن که شبهای قبل ضربات سختی از رزمندگان اسلام خورده بود بی محابا شروع به انجام پاتک نمود. فرمانده گردان شهید شده بود، بچه هایی که در خط مقدم بودند فرمانده ای جدید طلب می کردند و حسین مشتاقانه پا پیش گذاشت. قبل از اعزام به منطقه و همچنین شب قبل، هیاهویی به پا کرده بود که بیا و ببین!
به راه انداختن جشن حنابندان و خواندن سرودهای حماسی، طوری که همه را به وجد آورده بود. از آن طرف هم قیچی و آینه طلب کرد؛ گوئی به حجله ی دامادی می رود!

وقتی علت آن همه شوروحال را از او پرسیدند؛
همانطور که به جعبه مهمات تکیه زده بود پاسخ داد: «دراین راهی که پیش روست، آراسته می باید رفت.»

این سوی خط خبرهای خوشی بگوش می رسید و بار دیگر صدای آرام بخش حسین بود که می گفت:"الحمدالله به خیرگذشت."
اما هنوز خبری دیگر لازم بود تا بزم شهادت در آن شب حماسی، کامل شود.
پاسی از شب گذشته بود و دیگر صدای حسین از پشت بیسیم شنیده نمی شد!
وقتی همرزمانش بانگرانی از حالش پرسیدند،
صدائی باحزن و اندوه اما کوتاه و عارفانه پاسخ داد؛ «حسین نیز موحد شد!»
و موحد نام زیبای پاسداری ست که چند شب قبل در همان نقطه به شهادت رسیده بود.

 

سردار شهید حسین رضازاده

 

استغفار و توبه

شبی به اتفاق حسین و سایر اقوام در منزل یکی از فامیل هایمان برای صرف شام دعوت شده بودیم، یکی دو نفر از حاضرین هم که دعوت بودند نسبت به امام و نظام حرفهائی زدند و انتقادهائی می کردند که خیلی با افکار و باورهای حسین جور در نمی آمد؛ وقتی از میهمانی به خانه برگشتیم مرحوم پدر متوجه شدند از نیمه شب هم گذشته ولی حسین هنوز به منزل نیامده، اما از آنجا که جای همیشگی او را می دانست خیلی نگران نشد و به سمت مسجد به راه افتاد. وقتی وارد مسجد شده و علت را جویا شده بود، حسین پاسخ می دهد: از آنجا که امشب پشت سر امام و انقلاب حرفهایی از روی ناآگاهی زده و شنیده شد، به مسجد آمدم تا ضمن طلب آمرزش برای خود و حاضرین، از خدا بخواهم آنها را نسبت به ارزشهای انقلاب اسلامی و برکات وجود امام آگاه فرماید.

 

سردار شهید حسین رضازاده

 

پوتین های واکس خورده

در جبهه وقتی صبح ها برای اقامه‌ی نماز از جا برمی خاستیم، می دیدیم که همه ی پوتین ها واکس خورده و مرتب چیده شده اند، برایمان سوال بود که چه کسی این کار را انجام داده، تا این که یک شب کشیک دادیم و متوجه شدیم نیمه شب که همه خوابیده اند؛ حسین با آرامی و بی سروصدا مشغول تمیز کردن و واکس زدن به پوتین بچه هاست، از پشت سر دست روی شانه اش گذاشتیم، وقتی متوجه حضور ما شد با لبخند زیبا و همیشگی اش از ما قول گرفت تا این موضوع رابه کسی نگوئیم.

نقل از دوستان و همرزمان شهید

 

سردار شهید حسین رضازاده



مطالب مرتبط :

حسن
۱۳۹۵/۵/۳۰ ۱۰:۱۱

تقدیروسپاس ازپرسنل محترم سایت بهار،که باذکرخاطرات شیرین شهدادلمان رابهاری ساختند،درودخدابروح پاک شهیدان

زالپورکشاورز
۱۳۹۵/۷/۲۸ ۱۴:۰۰

حسین بزرگ مردی دلیر است. مسئولین وقت شهرستان کوار در روز تشییع این دلاور به مردم قول دادند محلی را بپاس رشادت و از خود گذشتگی این شیر مرد خطه کوار بنام ایشان نامگذاری کنند. ما منتظر وفای به عهد آنهاییم

نام:
ایمیل:
نظر شما:
 
نام
نام خانوادگی
پست الکترونیک
موضوع
نظرشما