3
جوان کتابخوان اکبرابادی در گفتگو با بهارکوار:

مطالعه کتاب های متنوع یکی از آسیب های کتابخوانی می باشد/ متولیان فرهنگ و کتاب در امر ترویج کتابخوانی چه اقدامات تاثیر گذاری انجام داده اند؟

  • کد خبر : 13174
  • 28 آبان 1401 - 15:58
مطالعه کتاب های متنوع یکی از آسیب های کتابخوانی می باشد/ متولیان فرهنگ و کتاب در امر ترویج کتابخوانی چه اقدامات تاثیر گذاری انجام داده اند؟
مسلم پناهی می گوید: شخص نباید در کتاب گم شود، متنوع خوانی کتاب ها یکی از آسیب های کتابخوان ها می باشد چرا که باید با ذائقه جلو رفت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بهارکوار از اکبرآباد، به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی با اهالی کتاب شهرستان کوار گفتگوی کوتاهی را داشته ایم. مسلم پناهی جوان کتابخوان از شهر اکبرآباد در گفت‌وگو با خبرنگار بهار کوار از تجربیات خود در مطالعه کتاب می گوید.

لطفا خودتان را معرفی کنید؟

اینجانب مسلم پناهی هستم ساکن رشته کوه های زاگرس یعنی شهر اکبراباد در ۴۵کیلومتری شهر فرهنگ و ادب یعنی شهرستان شیراز، دوستدار لذت دانایی و اهل کتاب

چطور شد که کتابخوان شدید؟

کتابخوان شدن بنده به دوران کودکی برمیگردد. یادمه پدربزرگم قبلا محافل های خانگی برگزار میکرد و بزرگان جمع میشدند (مخصوصا شبهای زمستان) و کتابهایی همچون شاهنامه، فلک ناز و خورشید افرین را با یک سبک خاصی میخواندند. بعضی مواقع نیز داستانهای قران گفته میشد.

یک قسمت دیگر نیز به زن عموی بنده که فوت کردند، مربوط میشود. ایشان در کودکی یک خواهر شفیق و یک استاد خوبی برای ما بود. همیشه کتاب قصه هایی را برای ما می خواند یا دورهمی هایی با همسایه برای خواندن کتاب قصه هایی که به ندرت وجود داشت اختصاص میداد.

با گذشت زمان، کتابخانه ای در مسجدصاحب الزمان اکبراباد وجود داشت که جزو اولین کتابخونه های شهرستان کوار می باشد. آنجا شروع به فعالیت و رفت و آمد کردیم که توانستیم با کتاب انس خوبی بگیریم.

چه سبک کتابهایی را معمولا مطالعه میکنید؟

یه قسم کتابها برمیگردد به مجموعه‌ی نظام فکری ما که از گذشته داخل مسجد از نیروهای کتابخانه بودیم و آنجا با نوار کاستهای مسجد اشنا شدیم از جمله نوارهای حاج اقا کافی و اقای منتظری مخصوصا داستان سیاحت غرب و سیاحت شرق که تازه آمده بود. به همین دلیل کتابهایی که مطالعه میکردم بیشتر با ژانرهای داستانی و مذهبی بود.

اما ذوقی بخواهم بگویم کتابهای تاریخی و داستان شخصیت های برتر دنیا، رمان و ادبیات را خیلی دوست دارم منتهی در خصوص منظومه فکری همچون کتابهای شهید مطهری و اقای مصباح دمخور بودیم ولی بیشتر کتابهای داستان و ادبیات و رئال شخصیتی که واقعا زندگی انسان را پراز لحظه‌های خوب میکند را علاقه مندم.

در هفته چقدر وقتتان را به کتابخونی اختصاص میدهید و چندسال است که مطالعه میکنید؟

ما درکل اعتیاد به کتاب داریم. از سال 86 تا قبل از کرونا ما متولی بزرگترین اردوی نمایشگاه بین المللی کتاب از شهرستان کوار بودیم. همچنین زمانی در هیات تحریریه نشریه خشت اول فعالیت میکردیم که ما در فضاهای مختلف همچون ارایشگاه و محل های عمومی کتابخانه هایی را ایجاد میکردیم و کتابهای وقف در گردش ایجاد میکردیم و کتابهایی که خودمان مطالعه میکردیم را به بقیه هدیه میدادیم.

الان نیز روزانه کتاب میخوانم چه کتاب الکترونیکی از برنامه های کاربردی همچون طاقچه، فیدیبو، سوره‌‌ی مهر و پاتوق کتاب یا کتاب های گویا ازن وار یا ایران صدا بصورت صوتی گوش میدهم ولی بیشتر کتاب های فیزیکی را در صبح یا اخرشب مطالعه میکنم و درکل هر روز حدود ۱۵ سال می باشد که دمخور این قضایای کتاب هستیم.

خاطره ای از کتاب و کتاب خوانی را برای ما تعریف کنید

دوران سربازی در پادگان الهادی کوار مشغول به فعالیت بودیم. زمانی که شهید اسکندری فرمانده بودند سرباز آنجا بودیم. آخر هفته ها که سربازها مرخص میشدند، ما به کتابخانه آنجا میرفتیم. تنها خلافی که در خدمت سربازی انجام دادم این بود که یک حسینیه ای وجود داشت که قسمتی از آن کتابخانه بود. من مخفیانه وارد فضای کتابخانه میشدم.

آن موقع دو الی سه کتاب را مطالعه کردم مخصوصا یک کتاب دو جلدی به نام تاریخ پزشکی محمد تقی سرمدی خیلی برایم جالب بود. یکبار در کتابخانه تقریبا به خواب رفته بودم که مسئول شیفت شب آن زمان که آقای رستم پور و آموزگار بودند متوجه شدند. اما زمانی که فهمیدند ما با قضیه کتاب و کتابخوانی خوابمان برده است کاری به کارمان نداشتند که این برای من خاطره شیرنی بود.

توصیه شما به کسانی که با کتاب ارتباط خوبی ندارند چیست؟

اول اینکه شخص نباید در کتاب گم شود، متنوع خوانی کتاب ها یکی از آسیب های کتابخوان ها می باشد چرا که باید با ذائقه جلو رفت. هنگام مطالعه اگر خسته شد استراحت کند و البته برای شروع میتواند با ادبیات و داستان شروع کند. خیلی جالبه رهبر کشورمان که خودش صاحب مباحث تربیتی می باشد می فرمایند که من تربیت فرزندانم رو مدیون اقای مهدی آذری یزدی در قصه های خوب برای بچه های خوب هستم.

اگر با داستان و رمان شروع کنند به کتابخوانی نیز علاقه مند میشوند. لذا هر کتابی را نباید خواند چراکه ما فرصت زیادی نداریم. به انتخاب خوب و خوب کتاب خواندن را در زندگی همچون انتخاب غذا توجه داشته باشیم.

تا به حال به این فکر کردین که خودتان یک کتاب بنویسین ؟

بله گرچه قبلا هم در این حوزه قلم هایی داشته ایم و اکنون نیز در نویسندگی مشغول هستیم و در حوزه ادبیات پایداری و ادبیات مقاومت کتابی در دست اقدام دارم.

آن گنج جنگی که حضرت اقا گفت در دل هر رزمنده یک خاطره است و هر خاطره میتواند خاطرات واقعی و اثر گذاری باشد، در طول جامعه که این کم کاری من اهل قلم و دیگران هست که باید در این حوزه ان شاءالله ورود کنند. ما نیز با تشکیل انجمن ادبی قلم رنج و گنج این اتفاق را از قبل شروع کرده و ان شاالله تا سال آینده نتایج خوبی را شما شاهد این قضیه خواهید بود که در قالب هنر و ادبیات داستان با لفظ های زیبا و محتواهای خوب درونش گُنجُنده شده است

تاکنون از کتابخانه های شهرستان برای مطالعه استفاده کرده اید؟ اگه انتقاد و پیشنهادی برای بهتر شدن آنها دارید بفرمایید

بله قطعا. در خصوص کتاب، کتابخانه زدن و کتاب بردن به منزل خوب هست ولی اینکه ساماندهی یا ترویج کتابخوانی متفاوت است. باید متناسب با ذائقه و علاقه فرد کتابی را به او معرفی کنی که بتواند هم نقش علاقمندی در ادامه دار بودن ترویج کتاب داشته باشد هم متناسب با آن ذائقه‌ی مخاطب و علاقه باشد.

در کتابخانه ها باید یک مشاور کتاب باشد تا برای معرفی و چگونه خواندن راهنمایی کند. نحوه قفسه بندی کتاب نیز اشتباه می باشد. باید قسمتی باشد که در قفسه ها بالای کتاب ها بنویسند کتابهای درحال مطالعه، خوانده نشده، خریدنی و … کتاب همیشه هست اما خوب خواندن مهم است.

به‌نظر شما شهرستان کوار در حوزه کتاب و کتابخوانی چه مشکلی داره ؟ به مسئولین چه پیشنهاد یا سخنی دارین ؟

یه قسمت بر میگردد به متولیان فرهنگ و کتاب که بابت ترویج فرهنگ کتابخوانی که به عنوان یکی از اصیل ترین فرهنگ‌ های بشریت است چگونه هزینه می کنند؟ برای مثال روی دیوارها یا فضاهای شهری آیا تاکنون کاری برای کتابخوانی انجام شده است؟ آیا به جای المان هایی برای مثال زنبور و اسب، نمادهای کتاب و قلم به کار برده شده است؟ آموزش و پرورش در حوزه ترویج کتابخوانی چه اقدامی انجام داده اند؟ زنگ کتابخوانی که رهبر به آن اشاره کرده اند در کدام یک از مدارس ما اجرا شده است؟

باید کسانی که سالهاست اهل کتاب و کتابخوانی هستند را برای کمک در ترویج کتابخوانی بیاورند. کتابخوانی یک امریست که عشقی، ذوقی و متناسب با ذائقه مخاطب در اقشار مختلف می باشد. ولی در اصناف و جاهای دیگر نیز میشود کار کرد اما کم کاری هست. یک قشر هم خود مردم هستند که این فرهنگ را باید از طریق آموزش و پرورش و نهاد های دیگر به آنها منتقل کرد. به قول حضرت امیر من تعجبم از کسی است که به غذای جسم خانواده و فرزندش فکر میکند اما به غذای روحی آنان فکر نمیکند. غذای روحی همین کتاب است و چقدر جای چیپس و پفک برای کتاب باید سرمایه گذاری شود.

بهترین کتابی که خوانده اید را به مردم معرفی کنید.

من اگر بخواهم بهترین و اثرگذار ترین کتابی که خوانده ام را معرفی کنم که با اوضاع و احوال امروز سازگار است کتاب من زنده ام اثر خانم معصومه آباد است که رهبر عزیزمان توصیفی در خصوص این کتاب داشتند که برای شما میگویم/

کتاب را با احساس دوگانه‌ی اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده‌ی اشک، خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا، و بر این هنرمندی در مجسّم کردن زیبائیها و زشتیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. گنجینه‌ی یادها و خاطره‌های مجاهدان و آزادگان، ذخیره‌ی عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درسها و آموختنی‌ها را پرشمار میکند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهنها و حافظه‌ها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن. این نیز از نوشته‌هائی است که ترجمه‌اش لازم است. به چهار بانوی قهرمان این کتاب بویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام میفرستم.

این مطلب نیز سردار سلیمانی برای خانم معصومه آباد نوشتند:

خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت همه جا با تعصب مراقبت می کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند. و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس بدنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟ آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی او را نبیند.

خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی، سعی کن در این آزادی اسیر نشوی ان شالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه اینگونه معصوم بوده است. به تو بعنوان خواهرم، بعنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم. حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم.

اما داستان این کتاب در خصوص معصومه آباد یک دختر آبادانی است که در 17 سالگی و آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اسارت رژیم بعثی صدام درآمد. او از نیروهای جوان هلال احمر بود که بعد از وقوع انقلاب اسلامی به عنوان نماینده فرماندار در هلال احمر در یکی از یتیم خانه‌های شهرش مشغول به کار می‌شود و در زمان آغاز حملات هوایی رژیم بعث به شهر آبادان مجبور به انتقال کودکان به شیراز شده و در راه برگشت و در همان روزهای ابتدایی جنگ به اسارت درمی‌آید.

این کتاب خاطرات زیبایی را دارد که دست مایه یک خاطره واقعی برای خواهران و حتی برادران این میهن میباشد. شهید ابوترابی در همان زندانی بود که به پاکی و نجابت همان خانم افتخار کرد. و شخصیت این کتاب میتواند یک الگوی خوبی برای خواهران باشد که زن حتی زندگی و آن آزادی، آزادگی، بزرگ منشی، عفت و نجابت را در زندان های ابو غریب با حفط حجاب و عفافشان زینب وار حفظ کردند که این کتاب را به همه پیشنهاد میکنم.

پیشنهاد شما به بهارکوار برای انجام فعالیت در حوزه کتاب در فضای مجازی چیه ؟

پیشنهاد بنده این است که حلقه های همین ده فرمان رهبری را اجرا نمایند. اول اینکه قشر مذهبی، هیئتی و مداح های ما چقدر ارتباط با کتاب دارند؟ معلم های ما که یک رشته تخصصی را دنبال میکنند چقدر با کتاب های متنوع دیگری غیر از کتاب تخصصی ارتباط دارند؟ دانشجو های ما کَسبه مارا با حلقه های کتاب تشویق کنند. با خبر و تولید محتوا مردم را به کتابخوانی ترغیب دهند که این حلقه های کتاب هم در خانواده ها شکل بگیرد. من در خانه خودمان حلقه کتاب هست و بچه ها مطالعه میکنند که تاثیراتش را روی قلم، بیان و شخصیتشون مشاهده میکنم. فضای رسانه ای باید به این ده فرمان رهبری کمک کند.

لینک کوتاه : https://baharekavar.ir/?p=13174

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.