20

محمدعلی جابری اربابی؛ نویسنده ای که دغدغه کودکان و نوجوانان این سرزمین را دارد

  • کد خبر : 22643
  • 23 آبان 1402 - 23:30
محمدعلی جابری اربابی؛ نویسنده ای که دغدغه کودکان و نوجوانان این سرزمین را دارد
محمد علی جابری اربابی متولد سال۱۳۶۳ و اهل روستای ارباب سفلی از توابع شهرستان کوار می باشد.‌ نویسنده ای که با نوشتن کتابهای متعدد برای کودکان و نوجوانان توانسته با آن ها ارتباط برقرار کرده و در قلبشان نفوذ کند.

حجت الاسلام محمدعلی جابری از سال ۱۳۹۵ کار نوشتن کتاب را آغاز کرد و به تدریج، بیشتر نوشته های خود را به مخاطب کودک و نوجوان اختصاص داد. او معتقد است این دسته از مخاطبان قهرمان پرور بوده و با قهرمانان انس می گیرند. برای همین شهدا را که مظهر شجاعت بی نظیر و انسانیت فوق العاده هستند، به زبان کودک و نوجوان به آنها معرفی می کند تا قهرمانان بومی و ملی را بشناسند و با آنان مانوس شوند.

حجت الاسلام جابری، هنر و ذوقش را در راستای معرفی قهرمانان ملی هم چون شهدا به کار گرفته تا دین خود را به آنان ادا کرده، آنها را به نسل جدید معرفی کند و این گونه جامعه را در برابر آسیب های فرهنگی واکسینه نماید.

آنچه در ادامه می خوانید حاصل گفت و گویی است که خبرنگار بهار کوار با این نویسنده متعهد کواری داشته است؛

_ چه طور شد به نویسندگی روی آوردید، آن هم در هم حوزه کودک و نوجوان؟

نقطه آغاز نویسندگی من از سال ۹۵ شروع شد و از همایشی که در مشهد بود و آقای قرائتی هم تشریف آورد. آنجا بحثی ارائه کردم که آقای قرائتی پسندید و از ستاد اقامه نماز گفتند بحثتان را به صورت مکتوب آماده کنید تا آن را‌چاپ کنیم. نزدیک به یک سال طول کشید تا این‌ مبحث را پخته تر کردم و به صورت یک کتاب در آمد و نام آن را “تقابل شیطان با نماز” گذاشتم. در کنار این کار کتاب دیگری هم با موضوع ویژگی های یاران امام حسین (ع) نوشته بودم که هنوز چاپ نشده بود و هر دو با هم توسط انتشارات جمکران به چاپ رسید.

پس از آن دوباره یکی دو کتاب ویژه مخاطب بزرگسال و عمومی نوشتم. پس از شهادت حاج قاسم قصد نوشتن کتابی با این موضوع برای بزرگسالان را داشتم، اما تا من خواستم در این باره بنویسم چندین کتاب با این موضوع نوشته شد. برای همین به ذهنم افتاد برای کودک و نوجوان بنویسم. آن جا بود که کتاب “عمو قاسم” را نوشتم. از این کتاب استقبال شد و بازخورد خوبی پیدا کرد. سپس “داداش ابراهیم”، ” آقا محسن “، ” آقا معلم ” و ” آرمان عزیز ” از همان مجموعه چاپ شد و به زودی کتاب ” آقا مصطفی ” در وصف شهید مصطفی صدرزاده و خلبان اف ۱۴ راجع به شهید بابایی به چاپ می رسد.

کتاب هایی که اخیرا نوشته اید با موضوع شهدا و دفاع مقدس هستند، آیا مخاطب کودک و نوجوان از کتاب هایی با زمینه های این چنینی استقبال می کند؟

مخاطب کودک و نوجوان، قهرمان پرور است و با قهرمانان انس می گیرد. وقتی نوجوان از فیلم هایی مثل جومونگ استقبال می کند و کودک به کارتن هایی مثل بت من و مرد عنکبوتی که توسط فرهنگ غربی برای ما ساخته می شود، علاقه مند می شود، این نشان می دهد که کودکان و نوجوانان دوستدار فوق العاده ها هستند. شهدای ما هم از بهترین قهرمانان بودند، از جوانب مختلف. هم شجاعت بی نظیر داشتند و هم انسانیت فوق العاده. پس وقتی حاج قاسم را با ادبیات کودکانه معرفی کنی نماد و سمبل می شود. من به نیت حاج قاسم کتاب نوشتم، روح بلند شهید هم کمک کرد و استقبال فوق العاده ای از این کتاب شد. تا کنون بیش از ۲۰۰ هزار جلد از این کتاب چاپ شده است.

_ شما برای نوشتن کتاب، مستقیم با خانواده شهید ارتباط می گیرید یا نوشته های موجود را به زبان کودکان و نوجوانان ارائه می کنید؟

وقتی یک نفر زحمت کشیده و کتابی را در ۴۰۰ صفحه تدوین و نگارش کرده و ما آن را برای کودک و نوجوان می خواهیم، دنبال مطلب جدید نیستیم. دنبال این هستیم که یک برش هایی را از زندگی آن شهید بیرون بیاوریم و برای بچه ها روایت کنیم. فرصت من کم و امکانات محدود است و نیازی هم به این کار نیست که ارتباط مستقیم با خانواده ها گرفت، هر چند که گاهی کتاب را تقدیم خانواده شهید می کنیم تا ایرادها را ببینند و برطرف کنند. مثل کتاب شهید آرمان عزیز و کتاب شهید مصطفی صدرزاده که خانواده هایشان کتاب را دیدند و تاکید کردند و چاپ شد.‌

در مورد سایر شهدا کتابی در دست چاپ دارید؟ افق نگاهتان برای نوشتن کتاب در حوزه کودک و نوجوان چیست؟

فرصتم محدود است. همین مجموعه قهرمان من را دارم ادامه می دهم که هفت تای آن را من نوشته ام با دو تایی که اخیرا چاپ می شود. کتاب بعدی “خواهر طاهره” است که زندگی مرضیه دباغ را روایت کرده ام. سپس کتاب “حاج احمد” با محور زندگی شهید حاج احمد کاظمی چاپ می شود. ایده های دیگری نیز در مورد نوجوانان در ذهنم است. یک رمان به نام ” جرات و حقیقت” دارم که به زودی منتشر می شود. این رمان، اوصافی درباره بهشت از دیدگاه قرآن و روایات به صورت غیرمستقیم از زبان بچه های داستان و مربی در دل داستان است، به گونه ای که نام معصومین(ع) یکی دوبار در متن بیشتر نیامده و به اقتضای این که نوجوان باید بخواند و مستقیم گویی را حدس بزند، مباحث غیر مستقیم ارائه شده اند.

– در نوشتن از کدام نویسندگان متاثر هستید و الگو می گیرید؟

از هیچ کدام. من سبک خودم را دارم. من از ابتدا که شروع به کتاب خواندن کردم به آن معنا که برای نوشتن الگوگیری کنم، کتاب نمی خواندم. دنبال این بودم که معارف دینی را با قلمی که خودم داشتم ارائه کنم. الان هم الگوی خاصی ندارم، گرچه به برخی نویسندگان علاقه بیشتری دارم، اما الگوگیری مستقیم از هیچ نویسنده ای ندارم.

هدف شما از نوشتن چیست؟

از هیچ کدام. من سبک خودم را دارم. من از ابتدا که شروع به کتاب خواندن کردم به آن معنا که برای نوشتن الگوگیری کنم، کتاب نمی خواندم. دنبال این بودم که معارف دینی را با قلمی که خودم داشتم ارائه کنم. الان هم الگوی خاصی ندارم، گرچه به برخی نویسندگان علاقه بیشتری دارم، اما الگوگیری مستقیم از هیچ نویسنده ای ندارم.گفت و گو با مخاطب. آدم اگر علمی داشته باشد، دوست دارد آن را با جامعه خود به اشتراک بگذارد. من هم مثل خیلی های دیگر دغدغه کودکان و نوجوانان این سرزمین را دارم. خداوند، هنر و ذوقی داده که می توانم بنویسم و احساس می کنم که باید دینم را مقابل قهرمانان و شهدا ادا کنم و آن ها را به نسل جدید معرفی کنم و جامعه ام را واکسینه کنم.

به نظر شما فعالان فرهنگی و رسانه ها چه نقشی در تشویق مردم به روی آوردن به فرهنگ کتاب و کتابخوانی می توانند ایفا کنند؟

خیلی می توانند نقش آفرین باشند. می توانند تسهیل گر باشند. کتاب های خوب را پیدا کرده و معرفی کنند و به خورد جامعه بدهند. یا از باب خیّرمحوری وارد شوند و کتاب هایی را که کمی گران تر هستند، برای برخی اقشار جامعه که دلشان می خواهد کتاب بخوانند ولی توان خرید کتاب ندارند آن را با یارانه خدمتشان ارائه دهند. بعضی بچه ها مشکل پول ندارند، اما در فضای کتاب نیستند. چون کتاب، دم دستشان نبوده یا اگر بوده کتاب خوب و دلچسب نبوده. فعالان فرهنگی باید ضمن ارتباط گیری با کودکان و نوجوانان، کتاب های خوب را به آنها معرفی کنند. من کتاب ” آن مرد با باران می آید” را خدمت نوجوانی که نه درس می خواند و نه اهل کتاب و مطالعه بود، دادم. پس از مطالعه کتاب به منزل ما آمد و گفت برویم با هم کتاب بخریم. رفتیم و با هم نزدیک به ۲۰ جلد کتاب خریدیم. وقتی معرفی و کمک و تسهیل گری باشد، خیلی اثر دارد.

چرا جامعه ما آن گونه که باید و شاید کتاب خوان نیست و کتاب خوان حرفه ای ندارد؟

عوامل، متعدد است.‌یک عامل شاید به ما نویسنده ها برمی گردد. گاهی بهتر این است که ما ننویسیم. شاید ایراد به خود من هم وارد باشد.‌ برخی نویسنده ها اگر نمی نوشتند، شاید بازار نشر پررونق تر بود. در بازه زمانی یک‌و نیم ساله پس از شهادت حاج قاسم عزیز تقریبا ۵۰۰ جلد کتاب راجع به وی نوشته شد. فرض کنید میزی را بچینند و ۵۰۰ تا کتاب را روی آن بگذارند و به شما بگویند، کتاب انتخاب کنید و بخرید. یقینا سردرگم می شوید. برخی کتاب ها کپی است، نوآوری ندارد.‌یکی قبل از شما این کار را انجام داده. ما نویسنده ها باید حواسمان جمع باشد که نوشتن به هر قیمتی خطاست.‌ کتاب باید نوآوری داشته باشد و تکراری نباشد. یکی دیگر از عوامل کم رونق بودن کتاب و کتابخوانی در جامعه ما اعتیاد به فضای مجازی است که فرصتی برای فرد باقی نمی گذارد؛ چرا که جذابیت های خاص خود را دارد و تمرکز آن‌ چنانی نمی خواهد. دارای تصویر و فیلم است. ولی کتاب، رسانه ای است که شما باید در آن فعال باشی و تمرکز داشته باشی و با آن پیش بروی. یکی دیگر از علل آن مدارس ما هستند که خوب کار نکرده اند. از همان ابتدا روی بحث کتاب و کتابخوانی و کتاب های فوق برنامه سرمایه گذاری نکرده اند.

رسانه ملی ما فقط در حد رفع تکلیف به این مبحث می پردازد و ما نتوانسته ایم کتاب و بچه های کتابخوان را به عنوان الگو معرفی کنیم. اگر ما می توانستیم الگوها را خوب معرفی کنیم و برخی کتابها را اجازه انتشار ندهیم که هر کتابی به بازار نیاید و از فضای مدارس و نخبگانی و افرادی که بچه ها از آن ها اثر می پذیرند، استفاده کنیم می توانستیم کتاب و کتابخوانی را بیشتر ترویج دهیم.

ضرورت اختصاص یارانه به بازار کاغذ و چاپ از سوی دولت

مشکلات حوزه چاپ و نشر کتاب طبق تجربه ای که تاکنون داشته اید، چه مسائلی است؟

مشکلات فراوان است. یک‌ مسئله، بحث گرانی است. کتابی که تجدید چاپ می شود، قیمتش بالاتر می رود و این ضربه می زند. اگر دولت محترم تلاش می کرد و در بحث کاغذ و چاپ ، برای ثبات بازار کتاب یارانه ای کمک می کرد، خیلی خوب بود. یکی دیگر از مشکلات بازار نشر، ارائه مجوز و عدم‌ نظارت هاست.‌ ما برخی نشریات داریم به جای این که ترویج فرهنگ دینی و ملی ما را داشته باشند، مخرب هستند. ما نشر داریم که افتخارش این است که بسم الله الرحمن الرحیم را در کتاب نمی نویسد. وقتی در جمهوری اسلامی، این گونه کتاب ها به بازار می آید باعث می شود، مخاطب به اسم کتاب از فرهنگ دینی و ملی که هویت ما است، دور شود.

گفتگو:فاطمه دیباور

لینک کوتاه : https://baharekavar.ir/?p=22643

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.