2

همگام با زائران اربعین حسینی در مسیر عاشقی

  • کد خبر : 11548
  • 26 شهریور 1401 - 9:30
همگام با زائران اربعین حسینی در مسیر عاشقی
و به راستی کدامین شور است که دشواری های مسیر را برای زائران سهل می کند و آنان را در این گرما به وادی نینوا می کشاند؟

وقتی صدای پای کاروان اربعین حسینی به گوش می رسد، دل ها برای قدم گذاردن در مسیر عاشقی متلاطم می شود و زیباترین جلوه های عشق به سالار شهیدان در طریق الحسین هویدا می گردد.

و تو اگر می خواهی جاودانگی مکتب عاشورا را به تماشا بنشینی با زائرانی که به عشق زیارت حضرتش پیاده راه بارگاهش را در پیش می گیرند، همراه شو. و به راستی کدامین شور است که دشواری های مسیر را برای زائران سهل می کند و آنان را در این گرما به وادی نینوا می کشاند؟

زائران با کسب اجازه از شاه نجف، مسیر عاشقی را آغاز می کنند. گاهی پاهایشان آبله می زند و متورم می شود. گاهی زخم ها سر باز می کند و پیمودن مسیر را برایشان دشوار می کند، اما آن ها را از حرکت بازنمی دارد. و تو با مشاهده این صحنه ها به یاد غربت دختر سه ساله‌ی امام حسین (ع) می افتی و دل شکسته می شوی.

در طول مسیر کودکان شیرخوار را می بینی که پدر و مادرشان با ایمانی پولادین آن ها را در این مسیر دشوار با خود همراه کرده اند و امید دارند فرزندشان همواره زیر بیرق سرخ حسینی راه را از بیراهه بازشناسد.

موکب های عراقی بااخلاص بی نظیر و شوری وصف ناپذیر با عبارات” هلابیکم الزوار” و “تفضلوا الزوار” از زائران پذیرایی می کنند.

و تو رسالتی سنگین در ثبت این اجتماع بزرگ جهان اسلام داری و چشمان تیزبینت بیش از هر زمان دیگری باید نظاره گر باشد تا اندیشه پلید آنان را که سعی در کم رنگ جلوه دادن و یا عدم پوشش رسانه ای آن را دارند به انزوا کشاند.

اگر اندکی بازبان عربی آشنا باشی، متوجه علاقه ملت عراق به ایران و سردار شهید قاسم سلیمانی می گردی‌. در مسیر، یک خادم عراقی که کفش های زائران را وصله می زد، می گفت: ایران و عراق دوملت مشترک و جدایی ناپذیرند.

وقتی برای ترمیم کوله پشتی ام به یکی از خادمان عراقی مراجعه کردم، با دقت عکسی را که روی آن چسبانده بودم نظاره می کرد. پرسید این کیست؟ گفتم: شهید محمد هادی ذوالفقاری از شهدای مدافع حرم و مدفنش در وادی السلام شهر نجف. به نشانه احترام کلاه را از سرش برداشت و دست بر سر و چشمانش گذاشت؛ به این معنا که این شهید بر روی سر و چشمان ما جا دارد.

و تو اگر کتاب پسرک فلافل فروش را خوانده باشی با کرامت های این شهید بزرگوار آشنایی داری و دلیل علاقه علمای شهر نجف به این شهید عزیز را درک خواهی کرد.

موکب های ایرانی نیز خدمات متفاوتی ارائه می دهند و در زمینه پذیرایی، امور پزشکی و فرهنگی در راستای خدمت به زائران حسینی فعالند.

در راه با موکبی ایرانی مواجه شدم که خادمان آن در زمینه پزشکی و طب سنتی به زائران خدمت می کردند. شور دلدادگی امام حسین (ع) در نگاهشان موج می زد و از اینکه نمی توانستند برای زیارت به کربلا بیایند، دل شکسته بودند. آنان به زوار التماس دعا می گفتند و با قلبی پاک به خدمت رسانی مشغول بودند. خدمتی از جنس عشق که نظیر آن را هیچ جا نمی توانستی بیابی ،حتی اگر به ازای آن وجهی پرداخت کرده باشی.

هر چه پیشتر می آیی موکب های ایرانی نمود بیشتری پیدا می کنند‌. نام موکب ها و شهرهای مختلف را می بینی. موکب ها با هر فرهنگ و لهجه ای بدون قائل شدن هیچ تفاوتی بین ملیت های گوناگون به زائران کوی حسین (ع) خدمت می کنند.

آنان که میهمان منازل عراقی ها می شوند خوب می دانند که این ملت شریف، چگونه زائران ایرانی را به حضور می پذیرند و کریمانه میزبانشان می گردند.

هرچه به حریم ملائک نزدیک تر می شوی سریع تر قدم برمی داری. هیئت های مذهبی کشور عراق با شور و فرهنگ خاص خود راهی حرم ” قمرالعشیره و سیدالشهدا ” می شوند و با سوز برای اربعین حسینی به سینه زنی و عزاداری می پردازند.

پیشتر که می روی عبارات” یا قطیع الکفین و یا ساقی العطاشی” خود نمایی می کند و قلب تو را شکسته و آسمان چشمانت را بارانی می کند.

بین الحرمین، یک دوراهیست که اگر در آن گام نهی به هر طرف که رو کنی راه سعادت و سلامت را طی نموده ای. گویا در یک خواب شیرین به سر می بری. اگر زائر اولی باشی حال دل تو با بقیه فرق می کند. ای زائر! خوش آمدی. تو در بهشت زمین قدم گذارده ای. قدر خود را بدان و برای طلوع خورشید عشق دست به دعا شو.

لینک کوتاه : https://baharekavar.ir/?p=11548

ثبت نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.